خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
حسین تهرانی
آرشیو وبلاگ
آبان ۸۸
امرداد ۸۸
امرداد ۸٧
فروردین ۸٧
آذر ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
آبان ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اسفند ۸٤
شهریور ۸٤
اردیبهشت ۸٤
اسفند ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
لینک دوستان
به من چه که زنا احمقن
داستانهای کوتاه ازعلی
هری پاتر وزندانی آزکابان
حقوق وروابط بين المللي(وندا)
ورزشی
خلاصه اخبار
تلویزیون فیفا پخش زنده
پرشين وبلاگ
ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
طراح قالب : ماكرومديا
خرید اینترنتی
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
روز بعد هم به سمت برج ایفل رفتیم و با بالا رفتن از آن کل شهرپاریس را زیرپایمان مشاهده کردیم البته قبل ازان سری به موزه لوور زدیم . با مترو وعوض کردن دو خط مترو توانستیم درست مقابل موزه لوور پیاده شویم . بلیط ورودی بنظرم ١۶یوزو یود مشتاق بودیم که نقاشی لئوناردو داوینچی (لبخند مونالیزا) ، بخش ایران باستان و دیگر بخشهای مهم آن را ببینیم .البته تارا مایل بود بخاطر پخپ سریال حضرت یوسف خدای مصریهای باستان آمون راهم ببیند.بنظرم موزه کوچکتر ازآن بود که تصور میکردم بنظرم موزه واتیکان بزرگتر از موزه لوور بود. بهرصورت یکراست بسراغ نقاشی مونالیزا رفتیم وکنارآن چند عکس یادگاری گرفتیم . پس ازآن به دنبال بخش ایران رفتیم انصافا قسمت اعظم خاورمیانه وجهان اسلام را این بخش تشکیل میداد . نقشهای برجسته تخت جمشید و سر درهای کاخ داریوش بسیار عظیم وزیبا بود.پس ازآن بسراغ مصر باستان رفتیم و بالاخره تارا به آرزوی خودش رسید او علاوه بر دیدن خدای مصر باستان توانست برخی از اجساد مومیایی فراعنه مصر را نیز ببیند.در ضمن از طلاجات و مایملک ناپلون هم دیدن کردیم .نهار را هم در رستوران موزه لوور با صرف غذاهای گیاهی وسبزیحات سر کردیم بعد آن بود که دوباره بسراغ برج عظیم ایفل رفتیم و با پرداخت مبلغی در حدود ١۴یوروتوانستیم از بالای برج دیدن کنیم .بالای برج مجسمه های ایفل وادیسون را ساخته ودر معرض عموم قرار داده بودند.دیدن این مجسمه ها برای بچه ها جذاب بود اما هوای سرد مانع از لذت بردن ازمناظر زیبای اطراف بود .تا یادم نرفته بگویم که شب فرا رسیده بود وچراغهای برج ایفل روشن شد که منظره زیبایی داشت .با تاکسی ۵٠ یوروی دیگر دادیم و به هتل بازگشتیم .روز سوم هم با قایقهایی که در رودخانه سن به سبک اتوبوس در حال حرکت بود به سراغ دیگر دیدنی های پاریس رفتیم . با پرداخت مبلغ ١۴ یورو برای هر نفر میتوانستی با ابتیاع یک بلیط از صبح تا شب میتوانستی از این قایقهای در ایستگاههای مختلف سوار وپیاده شوی . تقریبا در تمامی جاذبه های توریستی شهر پاریس این قایقها ایستگاه داشتند. در هر صورت در ایستگاه کلیسای نتردام پیاده شدیم کلیسای زیبایی بود و داخل آن نیز بسیار بزرگ و روحانی مینمود.کسانی که کتاب گوژپشت نتردام ویکتور هوگو را خواند ه اند میتوانند ترسیم کنند که چه میگویم .پس ازآن یل همان قایقها بسمت آخرین ایستگاه یعنی شانزه لیزه رفتیم که ابتدای آن بمیدان کنکورد و انتهای آن به دروازه پیروزی ختم میشد . این مسیر را پیاده رفتیم . هرچند آنگونه که گوینده قایق رسیدن به شانزه لیزه را اعلام میکرد چندان جالب نبود.و بنظرم رسید که خیابان ولیعصر خودمان ازآن بهتر است . بهرحال چیزی شبیه خیابان ولیعصر بود . تنها فرق آن این بود که خیابان شانزه لیزه برخلاف خیابان ولیعصر سنگفرش بود . ابتدای این خیابان یعنی میدان کنکورد محل اعدام اشراف و انقلابیون اولیه مانند روبسپیر ودانتون بود جایی که با گیوتین این افراد را اعدام میکردند و گفته شده است که مخترع گیوتین نیز با همین وسیله کشته شد.دراین خیابان اغلب فروشگاههای معروف شعبه داشتند. راستی بادم رفت که یک چلوکبابی ایرانی نیز درشانزه لیزه یافتیم اما به دلیل گرانی غذاهایش شام را درمک دونالد (فیش برگر)صرف نمودیم.بهرحال روز سوم هم گذشت روز چهارم برای بچه ها بود که باید به دیسنی لند پاریس می رفتیم چند روز بود قول آن را به بچه ها داده بودیم ولی به دلیل هوای نامساعد این وعده تاکنون به واقعیت نپیوسته بود. عزت زیادباقی برای بعد
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸۸/۸/٩ - حسین تهرانی
چندین سال بود که سعی داشتم از فرانسه دیدن کنم .فرانسه سرزمین مهمترین انقلاب دنیا ،انقلابی که سیستم های حکومتی را تغییر داد وباعث دگرگونی نقشه های سیاسی جهان شد. بالاخره این فرصت چندی پیش رخ داد. شاید بازگو کردن خاطرات این سفر برای دوستانی که قصد عزیمت به کشورهای اروپایی را دارند مفید باشد.
با شرکت مسافربری ایزی جت به سوی پاریس پرواز کردیم .این شرکت هواپیمایی یک شرکت انگلیسی است که اگر بلیطهای تان را کمی زودتر تهیه کنید می توانید تخفیف قابل توجهی ازآن بگیرید.البته در داخل هواپیما از غذا خبری نیست وباید برای آن از جیب مبارک پول خرج کنید.به هرحال بهمراه خانواده (خانم،تاراو وندا)به فرودگاه اورلی رسیدم وسپس تا هتل مجبور شدیم 50 یوروی ناقابل هزینه تاکسی پرداخت نماییم .پس از استقراردرهتل برای صرفه جویی دروقت سعی کردیم با مترو خودمان را به برج معروف ایفل برسانیم .برج معروفی که فردی بهمین نام آن را درپاریس بنا نموده است جزییات بیشتراین برج را بعدا برایتان مینویسم .متروی پاریس تقریبا مناسب است با استفاده از بلیطهای یک روزه می توانید همه جای پاریس را با این خطوط مترو طی کنید.در ایستگاه ایفل پیاده شدیم وپس از کمی راه رفتن این برج عظیم غول پیکر آهنی را ازدور مشاهده نمودیم هرچندکه چندان زیبا نبود اما با عظمت و بزرگ جلوه مینمود.معروفیت فرانسه پس از انقلاب آن دردرجه دوم به همین برج آهنی سرد مبتنی است . اطراف برج مملو از سیاه پوستهایی بود که سعی داشتند نمادهای فلزی برج و روسری های خود را به توریستهای بازدید کننده از برج بفروشند وبقولی قالب کنند البته حداقل نسبت به قالب کردن جنسشان به ما موفق شدند.دو آسانسور در کناره پایه های برج ایفل نصب شده بو دکه با مقداری پول ناقابل میتوانستید سوار آنهاشوید.البته با پله هم میتوانستید بروید که دل شیر میخواست وتوان جوانی .
ما به چند دلیل دیدن بالای برج را به روز دیگری موکول کردیم اول اینکه شب بود وچیزی را ازبالای برج نمیدیدیم ،دوم آنکه سرد بود و سوم آنکه جمعیت زیادی برای بالا رفتن از برج به صف ایستاده بود.بنابراین باقی بماند برای بعد
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸۸/٥/٢۳ - حسین تهرانی
مقاله ای در مورد سقر به پاریس نوشتم که پرید حیف شد وقت زیاد ی روش گذاشتم .الان هم حال ندارم .باشه بعدا
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸۸/٥/٢٠ - حسین تهرانی
با کشتی از طریق یونان وارد بندر ونیز شدیم ونیز شهر زیبایی بود که اکثر منازل آن در آب قرارداشت.از دیدنهای ونیز میدان سن مارکو وکلیسای آن بود با اتوبوسهای مخصوص آبی ونیز را سیاحت کردیم .بسیار زیبابود اما فوق الغاده گران . علائم راهنمایی رانندگی بر روی آب بسیار جالب بود.بعد از آن به سمت شهر بولونیا و بیزا حرکت کردیم . برج بیزا نیز بسیار فوق العاده وزیبابود اما نتوانستیم از داخل آن دیدار نماییم.هتلی را که انتخاب کردیم فوق العاده زیبادوارزان بودبیشنهاد می کنم در فصلی بروید که تعطیلات تابستانی نباشد.بعد از آن بسمت رم حرکت کردیم .رم شهری شلوغ وبر ترافیک بود.اما زیبایی های ظاهری خود را حفظ کرده بود.آنجه که بیش از همه دررم بجشم می خوردمجسمه بود . دررم ازدیدار کلوسواستادیومی که در آن گلادیاتورها می جنگیدندغاقل نشوید ما در نزدیکی این استادیوم گوشه ای رایافتیم ونماز خواندیم جالب بود که یک زن وشوهر ایرانی نیز با دیدن ما ذوق کرده ونماز خواندند علیرغم آنکه این خانم حجاب نداشت ولی روسری خود را از کیفش بیرون آورد ونماز خواند برایم جالب بود. باقی برای بعد
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٧/٥/۱٤ - حسین تهرانیچندی قبل سفری به ایتالیا داشتم که خاطرات انرا برایتان در ارسال بعدی می نویسم عزت مزید.
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٧/۱/۱۸ - حسین تهرانی
یا محول حلول والاحوال
حول حالنا الی احسن الحال
با سلام
امیدوارم سال ۸۷سال خوبی برای همه شما باشد . به این نکته واقف شده ام که اگر دلت با خدا باشد همیشه کارها ومشکلات رفع ورجوع می گردد ونیازی به تلاش بی وقفه شما نیست . داستان جالبی برایم اتفاق افتاد که بد نیست برای شما هم بنویسم
چند روز پیش همسایه ما که فردی با فضل وکمالات وبا خداست اشتباها زنگ درب خانه همسایه را ساعت ۱۲شب بصدا درآورد .من هم حضور داشتم حالا مانده بودیم که دراین وضعیت به طرف مقابل چه بگوییم . من خود را برای یک عذر خواهی طولانی آماده کرده بودم که ناگهان خانمی از آسانسور خارج شد ودرست هنگامی که درب خانه بازشد به درون خانه مورد نظر رفت و خیال ما راراحت کرد.وقتی دلت با خدا است همه این اتفاقات ممکن می شود بگذریم که ما حسابی به این قضییه خندیدیم اما این هم یکی از الطاف خدواندی بود در ایام عید باستانی
عزت مزید
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٧/۱/٥ - حسین تهرانی
کودک لحظه ای فکر کرد نمی دانست چه کند. بیاستد یا برود ناگهان بیاد آهنگ معروفی افتاد که می خواند بیب بیب بیب چراغ قرمز مثل سیب ،
کودک ایستاد و لحظه ای بعد با دیدن چراغ سبز از عرض خیابان عبور کرد . پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٦/٩/٢٧ - حسین تهرانی
مدتها بود به دنبال وبلاگم می گشتم تازه امروز آن راپیداکردم . نمی دانستم دامنه آن از کام به آی آر تغییر نموده است . به هرحال با سلامی مجدد به دوستان امیدوارم که همواره خوب وخوش وسلامت باشند .
برف
من :
زیبایی خیره کننده ای داشت .صورتی سپید گون ؛ نرم وآهسته سخن می گفت؛نمی توانستم چشم از رخش بردارم . برفی که آهسته؛ آهسته می آمد.
او :
وای این چه پلیدی است که بر خانه ما نشسته است وصبح تا شب مارا مشغول خود دارد. او به غیر از دلسردی و هول وهراس و سرما چیزی را باخود به همراه نمی آورد .باز هم باید پارو را بردارم وبروم همه برفها را پارو کنم .بزا هم باید به فکر گرمای خانه و اهل خانه باشم وای وای
کودک
فکر نمی کردم بیاد حالا که امده باید برم باهاش بازی کنم ؛بهتر اول باهاش یه آدم برفی درست کنم .آخ جوون ّ
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٦/٩/٢٦ - حسین تهرانی
ببخشید که دیر به دیر آپ دیت میشود بعدا خدمت میرسم ماه محرم را به همه حسینیان تسلیت عرض میکنم
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٥/۱۱/٦ - حسین تهرانی